آرزوی کوچک - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 20:35
خیابان ها خیلی شلوغ بود. همه اش اضطراب داشتم که خدایا می شه! همش با خودم می گفتم: خدایا کمکشون کن بزار زودتر به بیمارستان برسند. وقتی یادم می آید که دوستم در مدرسه افتاد و بیهوش شد نگرانی ام دو چندان می شود. نمی دانم که حالا چه بلایی سرش خواهد آمد؟خدایا من دوستم را از تو می خواهم. دوست داشتم این م
باران - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 20:35
اشک های ابر به باران نیروی آوازخواندن داد لالایی باران جنگل را به خواب برد و دریا را بیدار کرد ماهی ها نیز به پرواز درآمدند قارچ های غربت جنگل را فرا گرفت قلبم می تپید زیرا قلب من هم بارانی بود ماهی ها در قلب من نیز پرواز می کردند چکمه های پلاستیکی ام پر از آب بود سرم را از زیر چتر بیرون آوردم تا ب
گویش دلتنگی - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 20:35
گویش گوشخراش آسمان در هوا و خانه ها پیچیده ولی نشانی از او نیست شاید بیاید یا نه! می توان سایه آب ها را در دل ماهی ها دید! و تنه هایی که در دلشان لانه است!می توان پرواز کبوتر را دید در دل آسمان! ولی نشانی از او نیست سارا پوررستمی- مرکز رامسر
یک لقمه افطار - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 20:35
به مناسبت ماه مبارک رمضان اعضاء نوجوان مرکز رامسر با شرکت در مسابقه ادبی «یک لقمه افطار» خاطرات روزه گرفتن های خود را مرور کردند. در «کارگاه نقد ادبی» بعد از داوری آثار توسط بچه ها، به چهار نفر از اعضاء دختر و پسر جوایزی به رسم یادبود اهداء شد. من امیر محمد هستم. در روز سوم ماه رمضان...
نشست ادبی باران - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 20:35
چهارشنبه ها، روز کارگاه ادبی در مرکز کتالم و ساداتشهر است. از هفته پیش با اعضا ادبی مرکز قرار گذاشتیم تا اولین جلسه از «نشست ادبی باران» را که طبق برنامه ریزی تربیتی برای سال 96 پیش بینی شده است، برگزار کنیم. بنابراین به اتفاق به یکی از سواحل شهر رفته تا اعضا ضمن بهره گیری از فضایی خارج از کانون به ...